مدیریت راهبردی یا مدیریت استراتژیک (Strategic Management)

یک تجزیه و تحلیل در خصوص مسایل مهم و برجسته‌ی سازمان است که توسط راهبران ارشد سازمان به نمایندگی از مالکان، به منظور کنترل منابع در محیط‌های خارج از سازمان، اتخاذ می‌شود. این فرایند شامل مشخص کردن ماموریت، چشم‌انداز، دارایی‌های سازمان و توسعه برنامه‌ها، سیاست سازمان و همهٔ فعالیت‌هایی که برای میل به آن‌ها نیاز است، می‌شود.

در تعریفی دیگر مدیریت استراتژیک را مجموعه‌ای از تصمیمات و اقدامات مدیریتی خوانده‌اند که عملکرد بلندمدت یک شرکت را تعیین می‌کند. مدیریت استراتژیک شامل رصد محیطی (هم خارجی و هم داخلی)، تدوین استراتژی (برنامه‌ریزی استراتژیک یا بلندمدت)، پیاده‌سازی، ارزیابی و کنترل استراتژی است؛ بنابراین مطالعه مدیریت استراتژیک بر پایش و ارزیابی فرصت‌ها و تهدیدهای خارجی در پرتو قوت‌ها و ضعف‌های داخلی یک شرکت تأکید می‌کند. مدیریت استراتژیک در ابتدا سیاست کسب‌وکار خوانده می‌شد. موضوعاتی که در مدیریت استراتژیک مطرح می‌شود شامل برنامه‌ریزی استراتژیک، رصد محیطی و تجزیه و تحلیل صنعت است. در کنار مدیریت راهبردی پروسه معمولاً یک سیستم کارت امتیازی متوازن نیز به منظور ارزیابی عملکرد سازمان در اهداف مدیریت راهبردی نیز دیده می‌شود. مطالعات اخیر و بزرگان علم مدیریت از این نظریه حمایت می‌کنند که با حضور همه‌ی سهام داران و ذینفعان شروع شود و از یک سامانه‌ی بومی شده‌ی کارت امتیازی متوازن که شامل همه‌ی این سهام‌داران است، استفاده شود.

شبکه‌ سازی (Business Networking)

یک فعالیت تجاری اجتماعی-اقتصادی است که توسط آن تجار و کارآفرینان برای ایجاد و شناسایی در غالب روابط، یا فرصت‌های تجاری عمل می‌کنند. اطلاعات را به اشتراک می‌گذارند و به دنبال شرکای بالقوه برای سرمایه گذاری هستند. در نیمه دوم قرن بیستم، مفهوم شبکه سازی به منظور کمک به بازرگانان برای ساختن سرمایه اجتماعی آن‌ها ارتقا یافت. در ایالات متحده، طرفداران حقوق کار، اعضای گروه‌های حاشیه‌ای (به عنوان مثال، زنان، آمریکایی‌های آفریقایی-آمریکایی تبار و غیره) شبکه‌های تجاری را شناسایی نموده و بوسیله آن چالش‌هایی که مانع از موفقیت‌های حرفه‌ای شان شده را، حل کردند. مسیر اصلی ادبیات کسب‌وکار، اصطلاحات و مفاهیم، متعاقبا به تصویب رسید، که به عنوان راه موفقیت برای همه کسانی که به دنبال ترقی در کارشان هستند، ترویج شد. از دهه‌های پایانی قرن بیستم، “شبکه سازی” به یک اصطلاح و مفهوم پذیرفته شده در جامعه آمریکایی تبدیل شد. در سال 2000، “شبکه” فراتر از ریشه‌های آن، به عنوان یک رویه تجاری گسترش یافته، معرفی شد.

 

شبکه کسب‌وکار (Business Network)

یک شبکه پیچیده از شرکت‌ها است که برای انجام اهداف خاصی با یکدیگر همکاری می‌کنند. این اهداف که استراتژیک و عملیاتی هستند، بوسیله شبکه‌های تجاری مبتنی بر نقش، در بازار تصویب می‌شوند. دو دسته از شبکه‌های کسب‌وکار وجود دارد: انجمن‌های کسب‌وکار و تجمع شرکت‌ها که به کمپانی‌های کوچک و متوسط برای رقابتی‌ کردن و نوآورانه‌تر شدن، کمک می‌کند.