تاریخچه

قبل از تعریف مفهوم استارتاپ، به عقب برگردیم و کمی از تاریخچه­­­ی پیدایش آن را با هم مطالعه کنیم. منشا این واژه در سان فرانسیسکو و دره­ی سیلیکون نهفته است. شاید برای شما جالب باشد که بدانید دره­ی سیلیکون کجاست و این واژه چگونه پدید آمده است. پس با ما همراه باشید.

تا نیمه­‌ی اول دهه‌­ی 1950 دره­‌ی سانتاکلارا در ناحیه‌­ی جنوبی خلیج سان‌فرانسیسکو در کالیفرنیای شمالی (واقع در ایالات متحده­ی آمریکا) بیشتر با باغ‌­های میوه پوشیده شده بود، جایی که اکنون پایگاه شرکت­‌های معتبر در زمینه­‌ی فناوری­‌های پیشرفته می­باشد و در واقع این دره را به دره ی سیلیکون تبدیل کرده است. به اختصار کمی در مورد آن توضیح میدهیم.

استارتاپ چیست؟

دره‌ی سیلیکون در جنوب سان فرانسیسکو

در اواخر دهه­ی 1930 فردریک ترمن استاد و رییس دانشکده­‌ی مهندسی برق دانشگاه استنفورد ” که از او به عنوان پدر دره­ی سیلیکون یاد می شود”، استادان و دانشجویان دانشگاه استنفورد را به راه اندازی شرکت­‌های نوآورانه در این منطقه تشویق کرد.

استارتاپ چیست؟

فردریک ترمن

نخستین شرکتی که به توصیه­‌ی ترمن شکل گرفت شرکت hp بود. گاراژی که این شرکت در آنجا شروع به کار کرد به عنوان زادگاه دره­ی سیلیکون شناخته می‌شود. این شرکت اکنون به یکی از بزرگترین شرکت­‌ها در دره­ی سیلیکون تبدیل شده است که بعد از تولید اولین محصول خود و ارائه­‌ی آن به بازار، به همراه چند شرکت دیگر مدل جدیدی برای توسعه­‌ی فناوری و تجاری سازی آن پایه گذاری کرد. مدل جدیدی که در آن با کار خلاقانه و نوآوری در آزمایشگاه شروع می شود و بعد با سرمایه گذاری و راه اندازی یک شرکت به صورت یک محصول تجاری وارد بازار می شود.

استارتاپ چیست؟

بعد از فعالیت­‌های متعدد، جنبشی برای راه اندازی شرکت‌های نوپا شکل گرفت که مهمترین آن صنعت میکروالکترونیک و ساخت ترانزیستورهای سیلیکونی برای اولین بار بود. اختراع ترانزیستور، دریافت جایزه­‌ی نوبل فیزیک را به همراه داشت. احتمالا باید فهمیده باشید که چرا این دره به دره­‌ی سیلیکون معروف شد. درحال حاضر دره­‌ی سیلیکون را مترادفی برای نوآوری و کارآفرینی در زمینه­‌ی فناوری­‌های پیشرفته می‌دانند. برای مطالعه‌­ی بیشتر در مورد جزییات شرکت­‌های متعددی که به مرور در این دره شکل گرفتند به مقاله‌ی “شناخت دره‌­ی سیلیکون” مراجعه کنید. حال برگردیم به واژه‌­ی استارتاپ و توضیحاتی که در این باره باید بدانیم.

 

نمونه‌ه­ای از یک استارتاپ موفق

طبق تعریف استیو بلنک، پروفسور دانشگاه استنفورد، استارتاپ یک سازمان است که برای پیدا کردن یک مدل کسب‌و‌کار تکرارپذیر و مقیاس‌پذیر با هدف رشد سریع راه‌اندازی می‌شود.

استارتاپ چیست؟

استیو بلانک

اکنون که تعریف نسبتا دقیق‌تری در مورد استارتاپ‌ها آموختیم، بگذارید از شما سوالی بپرسم. آیا می دانید تفاوت بین یک کسب‌و‌کار کوچک و یک استارتاپ چیست؟ کسب و کارهای کوچک بر سودآوری و ارزش پایدار در دراز مدت تمرکز دارند اما تمرکز استارتاپ‌ها روی درآمد بالا و پتانسیل رشد سریع می‌باشد که همین تفاوت باعث می‌شود تا افراد ریسک‌پذیری که به دنبال چنین چشم اندازی هستند کسب و کار کوچک خود را رها کرده و به سمت راه اندازی یک استارتاپ حرکت کنند.

  • یکی از افرادی که با ترک کسب و کار کوچک خود پا به عرصه‌ی استارتاپ ها گذاشته، نیل تاندر مدیرعامل و موسس LabDoor ” استارتاپی در حوزه‌ی سلامت و تامین دارو” است. او می‌گوید بعد از اینکه تصمیم گرفتم کسب‌و‌کار خود را رها کنم و استارتاپی را راه اندازی کنم، با مارک کوبان، کوین پلانک و اسکات کیس ملاقاتی داشتم که در این ملاقات از من سوالی پرسیدند: ” میخواهی در 5 سال آینده چه چیزی در زندگیت به دست آوری؟” و من در جواب گفتم :” 30 میلیون دلار” ؛ این جواب آن‌ها را به شدت شگفت زده کرد.

استارتاپ او مسیر پر فراز و نشیبی را طی کرد و تغییرات متعددی را در برداشت، آن‌ها در این مسیر اشتباهات و موانعی داشتند که از تمامی آنها در جهت بهبود کسب و کار خود استفاده کردند تا به موفقیت برسند. این مسیری است که بی‌شک پیش روی هر استارتاپی قرار دارد و باید هوشمندانه آن را طی کند تا مانند استارتاپ LabDoor به موفقیت دست یابد. اکنون بیش از 15 میلیون نفر از سایت آن‌ها خرید انجام می­دهند که بسیار رقم قابل توجهی است.

استارتاپ چیست؟

نیل تاندر

حال اگر بخواهیم از تمامی مطالب گفته شده نتیجه‌ای بگیریم می­توانیم بگوییم که یک استارتاپ از یک ایده‌ی نوآورانه و خلاقانه شروع می­شود که هدف آن ارائه‌ی محصول یا خدمتی نوین برای رفع نیازهای بازار است و مهمترین نکته‌ای که در آن نهفته است رشد سریع و ایجاد ارزش روزافزون می­باشد. اگر ایده‌ی مطرح شده یک ایده‌ی ناب باشد به سرعت باعث جذب بهترین سرمایه گذاران خواهد شد.

 

استارتاپ­‌ها و اصول حاکم بر آن

یک استارتاپ از یک یا تعدادی بنیانگذار “که روشی برای حل یک مشکل یا برطرف کردن یک نیاز دارند” شروع می­شود. اصول زیادی برای راه اندازی یک استارتاپ وجود دارد.

  • لین استارتاپ
  • اعتبارسنجی بازار قبل از اقدام
  • تفکر طراحی
  • تصمیم گیری در شرایط عدم اطمینان
  • مشارکت و همکاری
  • طراحی مدل کسب و کار
  • و …

در ابتدای این مقاله دره­ی سیلیکون را مترادفی برای نوآوری و کارآفرینی در زمینه‌ی فناوری های پیشرفته معرفی کردیم. این جمله شاید شما را به این باور برساند که استارتاپ‌ها صرفا بر مبنای تکنولوژی فعالیت خود را آغاز می­کنند اما لازم به ذکر است که استارتاپ‌هایی نیز وجود دارند که ماهیت آنها تکنولوژیکی نمی­باشد اما در نوع خود بسیار موفق هستند که نمونه هایی از آنها را در زیر آورده ایم:

 

 

استارتاپ چیست؟

 

۱. plum organics: یکی از برترین شرکت‌ها در سال ۲۰۱۳، که در لیست ۱۰۰تایی مجله forbes’s جز تعداد انگشت شمار استارتاپ‌های غیر تکنولوژی بود. “حوزه‌ی فعالیت این استارتاپ غذای ارگانیک برای نوزادان است”.

 

 

استارتاپ چیست؟

 

۲. LocoL: ایده‌ی این استارتاپ در سال ۲۰۱۵ توسط دو آشپز موفق در آمریکا مطرح شد که رستوران‌های زنجیره‌ای فست فود را تحت تاثیر قرار داد. “حوزه‌ی فعالیت این استارتاپ فست فود سالم است”.

 

 

 

استارتاپ چیست؟

 

 

۳. alite designs: این استارتاپ توسط یکی از مدیران سابق north face’s در سال ۲۰۱۰ تاسیس شد و هدف آن ساده‌سازی گردشگری است. “حوزه‌ی فعالیت این استارتاپ طراحی بهینه لوازم گردشگری است”.

 

 

 

 

 

 

عوامل شکست در استارتاپ­‌ها

نرخ شکست در استارتاپ‌ها بسیار بالاست. مقاله­ای از مجله­ی فورچون در سال 2014 تخمین زده است که 90 درصد استارتاپ‌ها با شکست مواجه می‌شوند. در نمودار زیر 20 دلیل شکست استارتاپ‌ها که با تحلیل بر روی 101 استارتاپ صورت گرفته بیان شده است.

به عنوان مثال، اریک متیوز، بنیان‌گذار و مدیرعامل شرکت Start Co، یکی از علل بزرگ شکست را «تولید محصولی که هیچ‌کس نیازی به آن ندارد» می‌داند. او به استارتاپ‌ها توصیه می­کند تا قبل از ارائه‌ی محصول یا خدمتی به بازار، شناخت کافی از مشتریان و بازار هدف داشته باشند و با حداقل 50 درصد از مشتریان تعامل برقرار کنند تا با شکست احتمالی مواجه نشوند.

 

نتیجه گیری

برای شروع یک استارتاپ­، فاکتورهای مختلفی وجود دارند که بنیانگذاران باید آنها را مد نظر داشته باشند تا جزو 10 درصد موفق قرار بگیرند.

یکی از مهمترین نکاتی که باید در نظر گرفت این است که هر ایده و استارتاپی با عدم قطعیت مواجه است. به این معنا که بنیانگذاران استارتاپ به طور قطعی نمی‌دانند که ایده‌ی مطرح شده آیا واقعا پاسخگوی نیاز موجود در جامعه هست یا نه. به همین دلیل کار خود را باید با آزمون و خطا شروع کنند. پس افرادی که در یک تیم استارتاپی قرار میگیرند باید افراد ریسک‌پذیر و صبوری باشند و در صورتی که استارتاپ آن‌ها با شکست مواجه شد بتوانند آن را بپذیرند و از ادامه‌ی کار و پیاده‌سازی ایده‌های تازه‌تر ناامید نشوند.

منابع: