رویکرد استارتاپ ناب که به نوعی در مقابل رویکرد سنتی استارتاپ که منجر به شکست‌های فراوانی در صنایع مختلف می‌شد، اولین بار در دهه 60 میلادی و توسط شرکت تویوتا به کار گرفته شد و چنان موفقیتی با خود به همراه داشت که ابتدا تمام صنایع خودروسازی و سپس دیگر صنایع دنیا آن را به کار گرفتند.

اما با هم ببینیم رویکرد استارتاپ ناب چه می‌کند؟ استارتاپ ناب، رویکردی چابک برای ایجاد و مدیریت یک محصول برای رسیدن هرچه سریعتر به دست مشتریان است. این رویکرد کمک می‌کند یک ایده جدید با توسعه‌ای مناسب و با حداکثر سرعت به دست مشتریان برسد، البته این ایده با همین سرعت هم می‌تواند شکست بخورد! همچنین رویکرد استارتاپ ناب چند مفهوم بسیار کاربردی را به عالم استارتاپی‌ها معرفی کرده است که در ادامه آنها را معرفی می‌کنیم.

یک رویکرد ناب به استارتاپ

 

معمولا همه کسب و کارها با ایده ای شروع می‌شود که کارآفرینان فکر می‌کنند، مردم آن را می‌خواهند اما ممکن است پس از صرف ماه‌ها زمان به این نتیجه برسند که مشتریان محصول را نمی‌خواهند، رویکرد ناب می‌گوید بهتر است به جای تحقیقات گسترده و ایده پردازی‌های بی پایان بر اساس فرضیه‌هایی که در ذهنمان داریم، این محصول در قالب ابتدایی و بسیار ساده خود و در کمترین زمان ممکن به دست مشتری برسد و با توجه به واکنش مشتریان، به رشد و توسعه خود ادامه دهد و در صورتی که مشتریان از محصول استقبال نکردند، آن کسب و کار در زمان کوتاه و با صرف هزینه ای کم ناکام شده است و کارآفرین آن می‌تواند به سراغ ایده‌های دیگری برود.

این یکی از مهمترین مفاهیم مطرح شده در مبحث استارتاپ‌ها به نام کمینه محصول پذیرفتنی است. کمینه محصول پذیرفتنی، محصولی با ویژگی‌های اصلی و در عین حال حداقلی از هر ایده است که در صورت موفقیت در بازار، با جزییات و ویژگی‌های بیشتری کامل خواهد شد.

یک رویکرد ناب به استارتاپ

 

گرچه این اعتقاد وجود دارد که استارتاپ ناب در مقابل رویکرد سنتی، به شکست سریعتر و ارزانتر منجر می‌شود، اما این نکته یکی از نتایج این رویکرد است، در رویکرد استارتاپ ناب همه چیز حول محور ساخت محصول و ارایه آن به مشتری است، به همین دلیل یک تیم استارتاپی با رویکرد استارتاپ ناب، به جای درگیر شدن در فرآیند انتخاب سبک مدیریتی، تهیه مستندات حجیم در خصوص بازار و جمع آوری اطلاعات زیاد و کاملی که ممکن است هیچ گاه به کار نیاید، به دنبال “انجام” یک طرح است.

از نظر رویکرد ناب، هر استارتاپی به دنبال پاسخ دادن به یک سوال است، اما این سوال در خصوص امکان ساخت یک محصول نیست بلکه در مورد لزوم ساخت آن است. استارتاپ ناب می‌پرسد: “آیا این محصول باید ساخته شود؟”، “آیا مشتری به این محصول نیاز دارد یا از آن استقبال خواهد کرد؟” پاسخ صحیح به همین سوال‌هاست که در نهایت سرنوشت یک محصول استارتاپی را تعیین می‌کند. این پاسخ توسط محصول ابتدایی داده می‌شود و پس از آن کارآفرینان می‌توانند آن ایده را دنبال کنند و پیش ببرند و به یک محصول کامل و بالغ برسند یا آن‌را رها کرده و به سراغ ایده‌های دیگری بروند.

یک رویکرد ناب به استارتاپ

 

اما برای پیش رفتن بر طبق این رویکرد چه چیزهایی لازم است؟ به زبان ساده شما یک نقشه شسته رفته و مشخص نیاز دارید. نقشه‌ای که گام‌های مشخص و سریع شما در آن ثبت شده باشد و بر طبق آن بتوانید حساب شده پیش بروید. اولین گام مشخص کردن مساله‌ای است که استارتاپ به دنبال حل آن است و سپس تولید محصول کمینه‌ای که به این نیاز پاسخ می‌دهد. پس از تولید محصول ابتدایی و ورود به بازار است که باید یک استارتاپ به دقت به دنبال سنجیدن واکنش مشتریان و بازار با معیارهایی عملیاتی و قابل سنجش باشد تا بتواند دلایل بازخورد به محصول خود را تحلیل کند.

این نکته نیز بیانگر یکی دیگر از مهمترین مفاهیم مطرح شده در مبحث استارتاپ ناب به نام چرخش است. چرخش یعنی بررسی بوم کسب و کار بر اساس بازخوردی که محصول کمینه ما در بازار و تغییر بخش‌های لازم در آن دریافت کرده است. هر کارآفرینی پس از ارایه محصول خود به بازار بارها و بارها بازخوردهای متفاوتی از بازار دریافت می‌کند که نشانه‌های تغییر هستند. در این رویکرد، باید بتوانید به سرعت مسیر خود را اصلاح کنید، اگر با استراتژی امروزتان نمی‌توانید به اهدافتان برسید، شاید لازم باشد قبل از هر چیز دوباره بوم کسب و کار خود را بررسی کنید و یک چرخش هوشمندانه در مسیرتان داشته باشید.

یک رویکرد ناب به استارتاپ

 

طی مسیر ساخت یک محصول بالغ با رویکرد استارتاپ ناب، کمک می‌کند کارآفرینان در طول دوره کامل شدن محصول بتوانند مسیر را با توجه به بازخورد به نسخه کمینه آن، اصلاح کنند و استراتژی درستی برای پیشبرد کار خود در نظر بگیرند.

منبع: